خرید بک لینک

درباره سایت

خاص تر از هرچه خاص

امکانات وب

بیچاره من....ک رها شدم ب حال خودم..

ک حتی اجازه ندارم بهت بگم حالت خوبه یا نه

من مریضم....تو منو مریض خودت کردی ...بعدم رفتی

دیگ جونی توی وجودم نموند..ریز شدم....خورد شدم...نفهمیدی

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ ساعت 14:50 توسط پروانه های آبی  | 

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 22:54

مگه میشه یه نفر پشت این چهره ی زمخت مردونه...

پشت فرمون گریه کنه....و از من نوازش بخاد...و من نمیرم؟

تیر خلاص بودی ...تمام!

برچسب: عجیبی, نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:37

مث تکون دادن یه بطری شربت خاکشیر....ک توش پراز خاکشیر ته نشین شده بود....

یهو بطری رو تکون دادم.....خودت تصور کن چیشد زندگیم...

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 17:52

یسری رابطه دارم شکل میدم.....اینجوری ک سعی دارم وقتی دارم بایکی ک ازش متنفرم حرف میزنم...لبخند بزنم و با صبر کامل گوش بدم ک چی میگه...

یه جورایی شیرینه....

هنوزم تله پاتی وجود داره....من خیلی بهش ایمان دارم.

کاش بود...کاری بود...

عجیب قریب توی ذهنم فقط ب شدن فک میکنم...ب خودم...ب soo

زیست خوندن سخت ترین کار دنیا بود....اگ تو نبودی نمیشد...حالا ک تا اینجا اومدم...ب بعدشم میررم....مگه نه؟

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 17:52

خیره نگات میکنم...جوری ک اگ ب سنگ نگا میکردم سوراخ میشد.

متوجه نگاهم شدی....سینتو دادی جلو...نگاهت مغرور شد...بماند ک خوب فهمیدم هول شدنت را....

حالا شاخ و شونه میکشیدی....ک نشون بدی کم الکی نیستی....

اولین کاری ک کردم ...پرتره ی تو رو نقش زدم...روی یه برگه ی کاهی..گذاشتمش لای اناتومیم.

برچسب: نویسنده: مینا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 17:52

صفحه بندی